السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )
مقدمة 17
التعليقة على أصول الكافي
آنكه گذشت از تو وغيرى گزيد * نور بداد إبله وظلمت خريد در كعبه قل تعالوا از مام كه زاد * از بازوى باب حطه خيبر كه گشاد بر ناقة لا يؤدى الا كه نشست * بر دوش شرف پاى كراسي كه نهاد در مرحله على نه چون است ونه چند * در خانه حق زاده بجانش سوگند بىفرزندى كه خانهزادى دارد * شك نيست كه باشدش بجاى فرزند وله أيضا : تجهيل من اى عزيز آسان نبود * بي از شبهات محكمتر از ايمان من ايمان نبود * بعد از حضرات مجموع علوم ابن سينا دانم * با فقه وحديث وينها همه ظاهر است وپنهان نبود * جز بر جهلات وله أيضا : چشمى دارم چو حسن شيرين همه آب * بختى دارم چو چشم خسرو همه خواب جانى دارم چو جسم مجنون همه درد * جسمي دارم چو زلف ليلى همه تاب وله أيضا : از خوان فلك قرص جوى بيش مخور * انگشت عسل مخواه وصد نيش مخور